فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

457

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

روز بيست و پنجم آوريل كه همان باد شرقى همواره مىوزيد ساحل چنان نزديك مىنمود كه نشانه‌هاى آن را مىديديم . اگرچه ملاحان معتقد بودند كه در فاصلهء پنجاه فرسنگى ساحل هستيم در همين روز از عرشهء پائين ساحل را در چهار پنج فرسنگى مشاهده كردند . ناخدا كه از به گل نشستن بيم داشت ، شگفت‌زده از آن‌همه نزديكى به ساحل ، جلو كشتى را بسوى دريا قرار داد و يك شب و دو روز راه جنوب و جنوب‌شرقى را پيش گرفت و چنان كشتى را از ساحل دور كرد كه بيم آن بود كه فرصت مناسب را براى رسيدن به خشكى از دست بدهيم و حال آنكه سفير اصرار داشت كه مسير موازى ساحل را ادامه دهيم و فقط شبها اندكى از آن فاصله بگيريم و اين كارى است كه بيشتر ملاحان مجرب مىكنند . پس از آنكه دو روز بدينسان بسوى جنوب و جنوب‌شرقى رانديم ، باد كه از شمال و شمال شرقى مىوزيد ابتدا بطور آرام و سپس بشدت وزيدن گرفت چنان كه اگر احتياط را از دست نداده بوديم مىتوانستيم شش روزه به ارتفاع مطلوب برسيم و با استفاده از باد شمال‌غربى و بادهاى جنبى آن در مدتى كوتاه خود را به گوآ برسانيم . سفير ناخدا را از اين موضوع آگاه كرد و از وى خواست كه به توصيه‌اش گوش فرا دهد اما اين مرد خشن و لجوج بهيچ‌وجه توصيهء وى را نپذيرفت بلكه جلو كشتى را مستقيما بسوى گوآ قرار داد و راه خود را بسوى شرق و شمال‌شرقى پيش گرفت و اظهار اطمينان نمود كه با دنبال كردن راه مستقيم بهتر پيش خواهد رفت . رفته‌رفته صحت گفتار سفير معلوم شد و هرچه بيشتر از مقصد دور افتاديم با آنكه خطاى ناخدا مسلم بود باز هم با لجاجتى عجيب راه خود را ادامه داد تا آنكه باد بعد از شش روز قطع شد و جهت آن به غرب و شمال‌غربى تغيير كرد و ناخدا كه مىديد لحظه به لحظه در ارتفاع كمترى قرار مىگيرد از بيمارى لجاجت شفا يافت و با بادبان طناب بسته راه شمال‌شرقى و شرق را پيش گرفت . از بيست و ششم آوريل تا سوم مه همان راه را ادامه داديم . روز